|
برای دسترسی بهتر به مطالب به آرشیو موضوعی و پیوند های روزانه توجه فرمایید.
|
اى شيعيان جهان! بيدار شويد
نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)
(سوال) – چرا بعضي از دول منطقه كه از تهديدات نظام مذهبي حاكم بر شيعه ايران رنج ميبرند از مسئله تصحيح پشتيباني نميكنند؟
هميشه به اين مسئله عقيده كامل داشته ام كه شايد با سقوط نظام مذهبي حاكم بر شيعه دول منطقه حتي بصورت موقت نفس راحتي كشيده و از اين كابوس نجات يابند. اما اعتقاد ديگر من بر اين است كه رهائي منطقه از آثار نظام مذهبي حاكم تنها وقتي امكان پذير است كه شيعيان امامي روش تفكير عام، و ساده انديشي خود را كنار گذارده و پاي در راه تصحيح بگذارند، كه در مورد آن در كتابهايم (شيعه و تصحيح) و (عقيده شيعه اماميه در عصر ائمه و بعد از آن) بوضوح كامل سخن گفته ام. و دليل اين امر اين است كه نظام مذهبي حاكم بر شيعه از اين بدعتها و خرافات موجود در عقيده شيعيان به نفع مقاصد خود استفاده كرده و اين بدعتها و خرافات حكم قدرتي را پيدا كرده اند كه عوام ساده انديش شيعه نيز از آن پشتيباني ميكنند. و تا زمانيكه اين بدعتها و خرافات موجود باشند، هر نظامي مذهبي كه در آينده سلطه امور را در دست گيرد، ميتواند از آنها بنفع خود استفاده كند. استفاده از اين بدعتها و خرافات در تاريخ نمونه هاي بسياري دارد، ممكن است يك نظام از بين برود و جاي آن نظام معتدلي بگيرد، اما اين امر زياد بطول نمي انجامد چون نظام مذهبي جديد به علت وجود همين بدعتها و خرافات، بار ديگر از آنان استفاده كرده و از پله هاي ظلم و استبداد بالا ميرود. پس به اين نتيجه ميرسيم كه اساس محنت و مصيبت، نظام حاكم نيست بلكه بدعتها، خرافات و معتقدان به آن هستند. و بدون شك اولين ثمره تصحيح، كنار گذاردن اختلافات و هر آنچيزي است كه صفا و يكپارچگي امت اسلامي و وحدت مسلمانان را بر هم ميزند. چون وحدت مسلمانان با سياست استعماري ((تفرقه بيانداز و حكومت كن)) تناقض دارد و هيچ امري باندازه توحيد مسلمانان، سود جوياني را كه از اختلافات مذهبي استفاده كرده و از آب گل آلود ماهي ميگيرند ناراحت نميكند … و بدون شك فقط تصحيح است كه اين وحدت صفوت را تضمين ميكند. در سطور گذشته به اين امر اشاره كرديم كه استعمار شرق و غرب از اختلافاتي كه نظام مذهبي حاكم بر ايران در منطقه ايجاد نمود بسيار استفاده نمودند. نظام مذهبي حاكم باعث كشتار مسلمانان توسط مسلمانان گرديد و با تهديدات شبانه روزي خود به دول منطقه از زمان در دست گرفتن سلطه، باعث عميق شدن دامنه اختلافات گشته، كه اين اختلافات منافع و مصالح دولتهاي استعماري را تضمين ميكرد. اين دولتها هرگز اجازه نخواهند داد كه فريادهاي يگانگي و وحدت كه در سايه تصحيح امكان ميپذيرد در فضاي منطقه طنين افكن شود. پس به اين خاطر است كه بسياري از كشورهاي منطقه كه از دست نظام مذهبي شيعه مصيبتها كشيده اند، با وجود اينكه باطناً وحدت و يكپارچگي را آرزو داشته و آن را جهت حيات دول منطقه ضروري ميبينند، اما ناچارا قادر به گشودن روزنه اي براي تصحيح نبوده و همه درها را بروي آن ميبندند. پس بگذاريد صريح بگويم و تاريخ اين گفته من را به ثبت برساند: اگر من بجاي كتاب تصحيح كه ضامن وحدت و يكپارچگي مسلمانان و ارتفاع شان و علو كلمه ايشان است، و شيعه و مذاهب اسلامي ديگر را از جنگ و جدالي كه هزار و دويست سال بطول انجاميده است خلاص ميسازد، كتاب ديگري مينوشتم كه شكاف بين مسلمانان و اختلاف شيعه و سني را دامن ميزد، بخدا اين كتاب در ميليونها نسخه چاپ ميشد بدست يكايك افراد منطقه ميرسيد. و سازمانهاي تبليغاتي نيز به تنور آن آنچنان هيزم ميريختند، كه آتش آن همه منطقه را ميسوزاند. و قدرتهاي استعماري از اين كتاب با شادي و شغف استقبال ميكردند، و در راه ترويج و توزيع آن همه همّ و كوشش خود را بكار ميبستند. من نميخواهم دولتهاي منطقه را سرزنش كنم، چون وحدت شيعه و سنت و تحقيق عهد رسول الله (صلي الله عليه وسلم) و سلف صالح و ائمه، با خواسته هاي قدرتهائي كه بر مصالح ملتهاي منطقه و جهان اسلام تحكم ميكنند تناقض دارد. ....
اى شيعيان جهان! بيدار شويد
نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)
بخش ششم
(سوال) – چرا قدرتهاي استعماري بزرگ نظام مذهبي شيعه را تاييد ميكنند؟
بسياري از شيعيان ساده انديش اينطور ميپندارند كه شعارهائي كه ولايت فقيه شيعه و بسياري از اتباع وي بعناوين مرگ بر آمريكا، مرگ بر انگليس و مرگ برشوروي، مطرح نمودند براستي اين نظام مذهبي را از تبعيت اين دولتها مستقل ميدارد. و براستي نظام مذهبي شيعه در ايران در مقابل آنان و مصالح و مقاصد آنان قد علم كرده و با آنان مخالفت ميكند.
نميخواهم در مورد اين امر به بحثي طولاني بپردازم اما بطور خلاصه ميخواهم بگويم كه اين دولتهاي بزرگ به ناسزا گوئي و شعار و مطرح شدن بعنوان شيطان بزرگ، متوسط، و كوچك اهميتي نميدهند. آنچه براي اين دولتهاي بزرگ اهميت دارد مصالح آنهاست، وگرنه اين شعارات و ناسزا گوئي فاقد ارزش بوده، و در عرف سياسي و جهاني هيچ قيمت و بهائي ندارد. .....
اى شيعيان جهان! بيدار شويد
نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)
بخش پنجم
(سوال) – چرا رهبريت تشيع ايران نسبت به شيعيان اقوام ديگر قساوت و خشونت ميورزد؟
اگر نظريه نسبيت انشتاين را قبول داشته باشيم، ميفهميم كه رهبريت شيعه ايران در حاليكه با شيعيان ايران اينگونه خشونت ميورزد، پس بديهي است كه بايد نسبت به شيعيان اقوام ديگر خشونت بيشتري بخرج دهد. و دليل آن همان دليلي است كه در پشت انتخاب رهبريت روحاني شيعه در ايران قرار گرفته بود. يعني اگر شيعيان جهان همانطور كه قبلا نيز اشاره كرديم در انتخاب رهبريت مذهبي به قوميت اهميتي نميدهند، اما رهبريت ايراني مذهب شيعه تعصب و قوم گرايي را برگزيده، و حتي ميتوان گفت كه قوميت در همه تار و پودش رخنه كرده است. و براي اثبات اين امر كوشش زيادي لازم نيست. وقتي رهبريت مذهبي شيعه صدها هزار شيعه ايران را جهت قتل شيعيان عراق و تخريب شهرها و اراضي و ممتلكات آنان و قتل فرزندان و زنانشان به اين كشور گسيل ميدارد، و بدون هيچگونه رحم و شفقتي بر اين امر اصرار ورزيده، و سپس ميخواهد شيعه عراق را به ممتلكات خود بپيوندند، و در راه رسيدن به اين هدف از هيچگونه خشونتي دريغ نميورزد، براي اين سري اعمال چه نام ديگري بجز قوميت، تعصب و نژاد پرستي ميتوان انتخاب نمود؟ همان قوميتي كه قتل شيعه را بدست شيعه ميسر ميسازد. اين امر ميزان قوم گرائي و نژاد پرستي رهبريت مذهبي تشيع در ايران را بر عليه شيعيان خارج از ايران مشخص ميسازد . هنگامي كه رهبريت مذهبي در ايران هزاران شيعه را به لبنان ميفرستد تا شيعيان لبناني را بقتل رسانده، و شهرها و قريه هاي آنان را تخريب كنند، و هنگامي كه همين رهبريت مذهبي دهها هزار شيعه را به پاكستان و هند فرستاده تا سلطه و قدرت مذهبي خود را با اعمال فشار و بذل مال بر آنان تحميل كند، اين امور ما را ملزم ميدارد كه مسائل را بر شيعيان جهان روشن نموده و فرياد بزنيم كه: اي شيعيان جهان بيدار شويد. .....
اى شيعيان جهان! بيدار شويد
نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)
بخش چهارم
(سوال) – چرا بعضي از شيعه با رهبريت مذهبي در ايران همدردي نموده و با مردم شيعه محنت زده ايران همدردي نمينمايند؟
شايد اين موضوع از خطير ترين موضوعاتي است كه عالم اسلامي و بخصوص شيعه با آن روبروست. شايد كسي تا كنون در مورد اين موضوع خطير گوشزدي ننموده و يا سخني نگفته باشد. و با وجود اينكه بسياري از دول اسلامي و كشورهاي منطقه با تبعيت شيعيان داراي قوميتهاي مختلف از رهبريت شيعه در ايران مواجه بوده و رنج ميبرند، شايد تاكنون كسي متوجه اين امر نيز نشده باشد. در اينجا سعي ميكنيم خطرهاي بزرگي كه از اين تبعيت ناشي شده و خواهد شد را توضيح دهيم تا شيعيان با عمق اين خطرها آشنائي پيدا كنند. ....
اى شيعيان جهان! بيدار شويد
نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)
بخش سوم
(سوال) – چرا فقهاء بر گردن ما شيعيان طوق بندگي گذاشته اند؟
فقهاء با علم به اينكه ما شيعيان امامي مردماني هستيم كه با هوا و هوسهاي آنان مخالفت نكرده و در مقابل ادعاها و اقوالشان از آنان دليل و برهان نميطلبيم، بر گردنمان طوق بندگي و بردگي گذاردند . فقهاء كاملا با طبع و حالتهاي نفساني ما در عهد تاريكي كه براي تسليم شدن در مقابل خواسته هاي ايشان آمادگي داشت، آشنائي داشتند. پس خود را به عنوان وصي و ولي بر ما تحميل كرده و بعنوان اتمام حجت از دو روايت كه آنان را به امام مهدي منسوب كردند نيز استفاده كردند كه روايت اول چنين ميگويد: (هر كسي از فقهاء كه نفس خود را مصون داشته، و از دين خود محافظت كرده و با هوا و هوس خود بجنگد و به امر مولاي خويش مطيع باشد، بر همه مردم اطاعت از وي واجب است). و روايت دوم نيز اينچنين بيان ميكند: (در مورد جريانات و حوادثي كه واقع ميشوند از راويان حديث ياري گرفته، و به آنها مراجعه كنيد). ....
اى شيعيان جهان! بيدار شويد
نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)
بخش دوم
(سوال) – چرا ما شيعيان امامي خود را ملزم به تبعيت از فقهاء در كليه شئون حيات خود ميدانيم ؟
شيعيان امامي بدون هيچ دليل و برهاني در مقابل ادعاهاي فقهاء در مورد فرمانبرداري و اطاعت كور كورانه از ايشان كه آن را تقليد ناميدند، سر فرود آوردند. چنانكه فقهاءادعا كردند انجام فرائض ديني بدون پيروي فقيهي از فقهاء عاطل و باطل ميباش. و بعضي از آنان نيز اينچنين اضافه كردند كه اطاعت از فقهاء نه تنها در مورد مسائل شرعي بلكه بايد در مورد همه مسائل دين و دنيا باشد. و اينگونه بود كه بدعتي بنام >> ولايت فقيه << به ظهور رسيد. و شيعه بيچاره حتي يكبار نيز از خود سوال نكرد كه چرا در صورت پايبندي به كتاب خداوند و سنت رسول وي و فقه روشن امام صادق باز هم اعمال ما عاطل و باطل ميماند؟ و حتي يكبار از خود نپرسيد كه چرا نماز، روزه وحج ما در صورتيكه آن را همانند رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) و مسلمانان ديگر انجام مي دهيم باز هم باطل است؟ و از خود سوال نكرد كه چرا حتي در صورتيكه بجاي آنكسي كه خود را آيت الله (و يا كمتر و بيشتر ميخواند و در وجه تسميه اين القاب خداوند دليلي نفرستاده)، مرجع تقليد ما رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) و امام علي و امام صادق و پيروان آنها و صحابه حضرت رسول (صلي الله عليه وسلم) هستند، باز هم اعمال ما باطل است. ما شيعيان امامي هر آنچيزي كه فقهاء ادعا نمايند، حتي در صورت تعارض و مخالفت آن با كتاب خدا و سنت رسولش (صلي الله عليه وسلم) را قبول ميكنيم، بدون اينكه از آنان دليلي بخواهيم و آنان را به قضاوت و مقايسه با كتاب خداوند و سنت رسولش (صلي الله عليه وسلم) بخوانيم.
ما اين فقهاء را با چشمان بسته اطاعت كرديم وهر چيزي كه آنان اعم از قداست و تكبر و جبروت به خود نسبت دادند، كور كورانه پذيرفتيم، ظلمت وتاريكي آنچنان چشمان ما را بسته بود كه نور و منطق و دليل را نفهميده، و به آنچه ايشان اظهار نمودند تسليم شديم.
رهبران مذهبي و فقهاء از بدو حكمراني بر ما، از سادگي ما شيعيان و عشق بيش از حدّ ما نسبت به اهل بيت حضرت رسول (صلي الله عليه وسلم) آنچنان سوء استفاده كرده و در مذهب پاك و بي غل و غش و نوراني ما بدعتها و پيچيدگيها و خرافات بوجود آوردند كه هر كدام از ما در يك مقطع زماني خاص به مصالح آنان خدمت كرده و در ضمن ما را قرباني اين دسيسه ها گردانيد. من از اين بدعتها و پيچيدگيها و خرافات در كتابهاي (شيعه و تصحيح) و (عقائد شيعه امامي) نام برده ام و نميخواهم آنها را تكرار كنم، اما بصورت مختصر بگويم كه هر كدام از اين بدعتهاي وارداتي در عقيده ما به نوبه خود در گذاشتن طوق بندگي به گردن ما و تحكم فقهاء بر زندگي و سرنوشت ما نقش اصلي و بسزائي را بازي كرده است كه در آخر اين مقاله رابطه نقش اين بدعتها و حكمراني فقهاء را بيان خواهم كرد. سادگي ما شيعيان به تنهائي نقش اصلي را بازي نميكند سوء استفاده فقهاء از عشق شيعه نسبت به اهل بيت حضرت رسول (صلي الله عليه وسلم) همراه با بدعتهائي كه آنان در عقيده ما بوجود آورده اند، از ما بازيچه اي ساخته است كه ما را مطيع دستورات فقهاء گردانده و از ما قربانياني ساخته است كه در ميادين جنگ و بلا از ما استفاده ميكنند. فقهاء به تنهائي مسئول انحراف شيعه از راه راست متمثل در فقه امام صادق نبوده اند، بلكه در اين پرواز از بالهاي ديگري نيز كمك گرفتند كه آنان روايت كنندگان حديث و تفسير كنندگان قرآن بوده اند. آنان انواع دروغ و بهتان را به ائمه ما نسبت دادند. و همگي اين روايات و تفسيرها، بدعتها و پيچيدگيها و خشكيهاي وارداتي توسط آنان را تاييد ميكنند.
و نتيجتا اين روايات و تفاسير قرآني مطابق ميل و هوس مفسران و خواسته هاي فقهاء، تبديل به وسيله اصلي استبداد و استعمار شيعه توسط فقهاء، و گذاشتن طوق بندگي بر گردن آنان در طول تاريخ ميگردد.
اى شيعيان جهان! بيدار شويد
نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)
بخش اول
چرا بايد بيدار شد؟
(سنوحي) طبيب مخصوص يكي از فراعنه مصر بنام (امفسيس) بود كه در قرن دهم قبل از ميلاد ميزيست او نگاشتن خاطرات خود را به زندگاني اين فرعون ومردمان مصر كه از استبداد امفسيس رنج ميبرده اند اختصاص داده است. دانشمندان باستان شناس آثار وي را در ضمن كتابهاي نوشته شده به زبان هيرو كليف كشف كرده اند و هم اكنون اين خاطرات كه با شيوه اي بسيار زيبا وكم نظير نوشته شده اند، به زبانهاي زنده جهان ترجمه گرديده و چندين بار به چاپ رسيده است. اين خاطرات امروزه در دسترس مردم قرار داشته وهر خواننده اي ميتواند آن را مطالعه كرده و از آن درسهاي عجيبي بگيرد.
(سنوحي) در قسمتي از خاطرات خود چنين مينويسد:
روزي مشغول قدم زدن در خيابانهاي مصر بودم كه در اين زمان (اخناتون) را كه مردي نيك صورت، شريف و ثروتمند بود در حاليكه در خون خود ميغلطيد و دست و پايش را قطع كرده وبيني وي را بريده بودند، نقش بر زمين ديدم. در بدن وي هيچ جاي سالمي كه از گزند زخم تيغ و يا ضربه هاي شلاق در امان مانده باشد يافت نميشد. و با مرگ فاصله چنداني نداشت. چون (اخناتون) را بدين حالت مشاهده نمودم، او را به مريضخانه حمل نموده و در راه نجات وي از مرگ از هيچ كوششي دريغ نكردم، تا اينكه وي پس از حدود دو ماه بهوش آمد و داستان غم انگيز و فاجعه بار خود را اين گونه برايم بيان نمود: ....