|
برای دسترسی بهتر به مطالب به آرشیو موضوعی و پیوند های روزانه توجه فرمایید.
|
فتواي تكان دهنده شيخ در مورد صدها ميليون مسلمان سني مذهب
از بالاي منبر "اسلام ناب محمدي" نه تنها عمر خليفه دوم مسلمانان جهان را به باد بدترين و زشت ترين ناسزاها قرار مي دهد بلكه با سند فقهي و حديث پيامبر و علي مدعي مي شود كه كه از نظر "شرع" همه مسلمانان سني مذهب حرامزاده هستند، و بر طبق فقه اسلام و فقه نبوي زنان سني ها بر آنان حرام است.
اخيرا حجت السلام شيخ مهدي دانشمند از بيت رهبري و نظريه پرداز موعظه خوان جمهوري اسلامي كه شبكه ماهواره اي تلويزيون سلام سخنراني هاي او را پخش مي كند، در يكي از خطبه هاي خود، از بالاي منبر "اسلام ناب محمدي" نه تنها عمر خليفه دوم مسلمانان جهان را به باد بدترين و زشت ترين ناسزاها قرار مي دهد بلكه با سند فقهي و حديث پيامبر و علي مدعي مي شود كه كه از نظر "شرع" همه مسلمانان سني مذهب حرامزاده هستند، و بر طبق فقه اسلام و فقه نبوي زنان سني ها بر آنان حرام است.
بنده وارد جزئيات افاضات اين شيخ درازآستين نمي شوم. از خواننده محترم استدعا مي كنم كه فيلم كوتاه ويديويي مربوطه را در يوتيوب حتما مشاهد كنند (لينك شماره يك در پايان اين نوشتار).
البته اين اولين بار نيست كه اين شيخ دانشمند اينگونه سخاوتمندانه در مورد سني ها اظهار محبت مي كند. مدتي پيش، نوشتاري از اين حقير بهمراه لينك ويدئويي مربوطه در مورد توهين شيخ به مردم بلوچ و اهل سنت، در سايت هاي مختلف منتشر شد.
انگيزه من از نوشتن و بر ملاء كردن اين شيخ عزيز و دردانه بيت رهبري، در آستانه سي امين سالگرد بقدرت رسيدن آخوندها، جلب توجه هموطنان به حقايق بسيار تلخ و ناگواري است كه در ايران به زور سر نيزه مي گزرد. بيان اين حقايق، به قول شاملو، زبان انسان را مي سوزاند و نگفتن آن، مغز استخوان را.
در سال گذشته ميلادي رژيم جمهوري اسلامي دو مولوي ( رهبر مذهبي) سني مذهب به نام هاي مولوي عبدالقدوس ملازهي و مولوي محمد يوسف سهرابي را به جرم " قصد ايجاد تفرقه بين سني و شيعه" اعدام نمود ( لينك شماره دو).
در طي سال هاي اخير تعداد زيادي از رهبران سني مذهب بلوچ؛ كرد؛ تركمن صحرا، هرمزگان؛ خراسان؛ طالش؛ آذربايجان و ديگر مناطق ايران، به همراه صدها طلبه سني و فعال مدني اهل سنت ؛ به اتهام تفرقه پراكني بين سني و شيعه دستگير؛ زنداني؛ شكنجه و حتي اعدام شده اند.
مولانا احمد نارويي ؛ رهبر مذهبي شماره دو سيستان و بلوچستان؛ فقط به جرم گفتن كلماتي بدين مضمون كه توهين به مقدسات اهل سنت كمكي به وحدت بين شيعه و سني دركشورايران ِ اسلامي نمي كند، دستگير و روانه زندان نامعلومي جهت شكنجه و بازجويي شود.
سركوب و اعدام هاي بيرحمانه اهل سنت در حالي صورت مي گيرد كه امثال حجت السلام شيخ مهدي دانشمند ها نه تنها مجاز هستند كه از جايگاه منبر و مسجد به اهل تسنن توهين كنند، بلكه با صرف پول هنگفت بيت المال اين نظريات خود را از طريق شبكه هاي جهاني نظير تلويزيون ماهواره اي سلام روزانه تكثير و منتشركنند.
ترور و سركوب اهل سنت از يك طرف و تبليغات گوبلز گونه جمهوري اسلامي در مورد "وحدت شيعه و سني" از طرف ديگر همچنان بي وقفه ادامه دارد.
عليرغم متانت، مواضع نرم و مسالمت آميز رهبران مذهبي اهل تسنن و همسويي آنها با رژيم جمهوري اسلامي (لينك شماره سه)، متعصبين ولايت فقيه به چيزي كمتر از تسليم كامل اهل تسنن در مقابل "اسلام ناب ولايت مطلقه فقيه" راضي نخواهند شد.
هفته پيش مولانا عبدالطيف حيدري از علماي اهل سنت تايباد خراسان به قتل رسيد. درهمان هفته سازمان تبليغات رژيم اعلام نمود كه ۲۴ هزار مبلغ به مساجد مناطق محروم سيستان و بلوچستان اعزام شدهاند (لينك شماره چهار).
هدف اين مبلغين بيشمار تغذيه فكري و اعتقادي مردم سني مذهب بلوچ اعلام شده است. اين در حالي است كه رژيم جمهوري اسلامي براي تغذيه (غذايي) سني هاي نوار غــزه ميليون ها دلار از بيت المال ايرانيان هزينه مي كند، اما بلوچ هاي گرسنه فقط تغذيه فكري و اعتقادي مي شوند.
حقيقتا جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل، مخصوصا در مملكتي كه اينگونه بطور علني و بي پروا سنگ ها را بسته و سگ ها را رها كرده اند.
عبدالستار دوشوکی
آیت الله مکارم شیرازی حكم ارتداد يكي از شيعيان را اعلام كرد.

سنی نیوز:آیت الله مکارم شیرازی یکی از روحانیون مشهور ایران كه به تكفير مخالفانشان مشهور هستند در پاسخ به استفتای سایتهای خبری شیعه، اکبر گنجی ، نویسنده و خبرنگار شیعی را مرتد اعلام کرد.در استفتای اين سايتها كه برای مکارم شیرازی ارسال شده بود آمده است:
به گزارش سنی نیوز به نقل از العربیه: آیت الله مکارم شیرازی یکی از روحانیون مشهور ایران در پاسخ به استفتای سایت هاي خبرى شيعه، اکبر گنجی ،نویسنده وخبرنگار شیعی را مرتد اعلام کرد .
در استفتای این سایتها که برای مکارم شیرازی ارسال شده بود آمده است :”همان طور که اطلاع دارید آقای گنجی روزنامه نگار ایرانی مقیم امریکا اظهاراتی در زمینه انسانی بودن قرآن مجید کرده بود و در روزهای اخیر مطالب جدیدی را در سایت فارسی زبان هلندی در رد حیات و وجود مهدی عنوان کرده است .”
در ادامه این استفتاء آمده است :” با توجه به اظهارات آقای گنجی مبنی بر زمینی بودن قرآن مجید که از آن بجای وحی آلهی با عنوان قرآن محمدی یعنی اینکه کتاب خدا حاصل افکار رسول خدا بوده و وحی در کار نبوده ، وجود مهدی را رد کرده و بوجود آمدن چنین اعتقادی بین شیعیان را حاصل دعواهای ارثی بعد از یازدهمین امام، بخاطر نبود فرزند ذکور این حضرت پنداشته و زنده بودن یک فرد بعد از ۱۴۰۰ سال را غیر معقول اعلام کرده وبصراحت به به یازدهمین امام شیعیان اهانت کرده و نسبت قاتل به ایشان داده است .”
گفتنی است که آقای اکبر گنجی اخیرا مطالبی را درباره فلسفه مهدویت وامام دوازدهم شیعیان روی سایت زمانه منتشر کرده بود که توسط بعضی از سایت های داخلی نیز نقل شده بود .
متن فتوای آقای مکارم شیرازی به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
جواب :۱- هرگاه ثابت شود کسی اینگونه سخنان را گفته است، به یقین مرتد است و از نظر علمای اسلام پاک نمی باشد. ۲- البته نباید اینگونه سخنان کفرآمیز را نشر داد و نشر آن مسوولیت آفرین است مگر اینکه قبلا ً به وسیله خود آن گویندگان منتشر شده باشد و خبرگزاری بخواهد توجه به تهیه جواب آن بدهد. ۳- ما جواب شبهاتی مانند شبهه فرد مزبور درباره امام زمان(ع) را در کتاب حکومت جهانی مهدی(ع) داده ایم ولی بدانید این افراد از طرز سخنان شان پیداست که مغرض هستند و پاسخ به درد آنها نمی خورد”.
لازم به ذکر است که متأسفانه مذهب رافضه بنا و اساسش بر تکفیر است زیرا تمامی کسانی که به امامت دوازده امام اعتقاد ندارند را کافر و مرتد می دانند و همانطور که بر همگان آشکار است بیش از ۹۷ درصد مسلمانان چنین اعتقادی را ندارند.
بیانیه : دانشمندان شیعه پدیده ی ولایت فقیه، تقلید
و پرداختن خمس و سينه زني را مردود شمردند.

در این بیانیه آمده است ” ما به این باور رسیده ایم که بسیاری از عقاید شیعه و احکام شرعی آن که سد راه انتشار الفت و محبت، نه تنها با پیروان ادیان دیگر بلکه با برادران مسلمان از سایر مذاهب اسلامی می شود، مردود است.
———————————————–
فرهنگیان و دانشمندان شیعه به اصلاح نمودن خط مشی این طائفه دعوت نموده و پدیده ی ولایت فقیه، تقلید و پرداختن خمس و سينه زني را مردود شمردند.
روزنامه الوطن چاپ عربستان سعودی در شماره ۲۹۷۵ جمعه ۲۳ ذوالقعده سال ۱۴۲۹ هجری قمری برابر با ۲۱ نوفمبر سال ۲۰۰۸ میلادی نوشت:
۱۱ شخصیت دانشمند و فرهنگی شیعه که هفت تن آنان از عربستان سعودی می باشند طی بیانیه ای مشترک ضرورت اصلاح خط مشی شیعه در کشورهای عربی را خیلی مهم تلقی نموده اند و برای یک تجدید نظر کلی درباره بسیاری از عقاید شیعه بخصوص مسأله ولایت فقیه و مسأله تقلید و پرداختن خمس به روحانیون شیعه و همچنین سینه زنی در مراسم عاشوراء دعوت بعمل آورده اند. ....
زیانهایی که از کیش شیعه بر می خیزد
شیعیگری گذشته از آنکه با خرد ناسازگار است و از این راه ایرادهای بسیاری به آن می توان گرفت، به زندگانی نیز زیانهای فراوان نی رساند، و ما اینک به برخی از آنها اشاره می کنیم :
نخست : این کیش پیروان خود را به گمراهی انداخته و از دین دور می گرداند. شیعیان خود را «فرقه ی ناجیه » نامیده ، دین را جز همان کیش خود نشناسند، ولی راستی به خالف آن می باشد و اینان به یکباره از دین بیرونند.
دین چیست؟.... مردم معنی دین را نمی دانند و آنرا یک چیز بی ارجی وا می نمایند. ولی ما دین را به یک معنای بسیار والایی می شناسیم . دین یک چیز است : «شناختن معنی جهان و زندگانی و زیستن به خرد». لیکن از آن ، دو نتیجه بدست می آید . یکی «خدا را شناختن و به خواست او پی بردن و آیین او دانستن»، دیگری «آمیغ های زندگی را شناختن و آنها را بکار بستن و جهان را آباد گردانیدن و از آسایش و خرسندی بهره یافتن ». ....
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
سیزدهم : در داستان امام غایب سخن فراوانی هست و ایراد های بسیاری توان گرفت :
1- چگونه تواند بود که یکی فرزندی زاییده شود و کسی آگاه نگردد؟!.. چگونه تواند بود که پنجسال گذرد و شناخته نگردد؟!... مگر حسن عسگری در سامرا در میان مردم نمی زیسته ؟!.. مگر کسی به خانه او آمد و شد نمی کرده ؟!... آیا به گفته عثمان بن سعید چنین چیزی را می توان باور کرد؟...!
2-امام اگر پیسواست باید در میان مردم باشد و آنان را راه برد . امام غایب چه معنی تواند داشت ؟!... پاسخ داده می گویند : امام غایب همچون خورشید پشت ابر است . می گوییم مثال بسیار غلطی است . خورشید در پشت ابر زمان کمی ماند و بیرون آید . آنگاه خورشید در پشت ابر روشناییش و گرمایش پیداست ، اما ازآن امامانتان چیزی پیدا نمی باشد. ....
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
دوازدهم : یک ایراد بسیار بزرگی به شیعیگری ناپاسداریست که با قرآن نموده آنرا بسیار خوار داشته اند. پیشروان شیعه چند بد رفتاری بزرگی با قرآن کرده اند:
1- قرآن که کتابی برای خواندن و فهمیدن و رستگار شدن می بود ، اینان معنای آنرا جز امامان ندانند ، و بدینسان آن کتاب را از هنایش بلکه از ارج انداخته اند. علمای شیعه قرآن را «ظنی الدلاله» دانسته «احادیث» را به آن برتری دهند.
2- گزارش ( یا بگفته خودشان : تاویل ) را از باطنیان یاد گرفته و بیشتری از آیات قرآن را از معنی های آشکار خود بیرون برده اند. تو گفتی قرآن دیوان شاعری بوده که هر چه آیه های نوید و پاداش است درباره امامان خود، و هر چه آیه های بیم و کفر است درباره ابوبکر و عمر و دیگران شمرده اند .بجای آنکه از قرآن پیروی نمایندو رستگار گردند ، آنرا افزاری برای پیش بردن گمراهی های خود ساخته اند.
3- برخی از ایشان در گستاخی گام بالاتر نهاده واژه ها یا جمله هایی که با خواستشان سازنده است به آیه های قرآن افزوده (50) و دو سوره جداگانه نیز به قرآن یک بنام «النورین» و دیگری بنام «سوره الولایه» ساخته اند ، و به نام اینکه در قرآن بوده و ابوبکر وعمر و عثمان انداخته اند قرآن دیگری پدید آورده اند.
شگفت تر آنکه گفته اند: « قرآنِ درست در نزد صاحب الامر است که چون ظهور کرده با خود خواهد آورد» و با اینحال دانسته نیست از کجا نسخه اش بدست اینها افتاده.
هر چه هست چنین قرآنی در میان شیعیان بوده و هست که چون نسخه ای از آن بدست کشیشان پروتستان افتاده که درباره اش سخنها رانده اند و مهنامه «جهان اسلام»(51) انگلیسی پیکره آن دو سوره را بچاپ رسانده که ما نیز یکی را برداشته ایم و در اینجا به چاپ می رسانیم.
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
یازدهم : داستان «تقیه» یکی دیگر از ایراد هاست. شیعیگری اگر سیاستی می بوده به آشکار افتد و همه مردم آن را بدانند. اگر هم چندی در آغاز بکار، پنهان ماندن نیاز می بوده نبایستی برای همیشه درنهان ماند. اگر دین و راهنمایی می بوده باز بایستی به آشکا رافتد تا مردم آنرا بدانند و بهره جویند.
جای بسیارافسوس است که کسانی مردم را از یکسو به باورهای گزاف و بی پا وادارند و به بدزبانی به پیشروان اسلام انگیزند، و آنگاه دستور دهند که کیش خود را نهان دارید و به کسی باز ننمایید. جای بسیار افسوس است که چنان کنند و چنین باشد. شگفت تر آنکه سران شیعه «تقیه» را یک بایای همیشگی به شیعیان شمرده دستور داده اند که تا پیدایش امام غایب کسی آنرا به کنار نگذارد (49) و این می رساند که به پیشرفت شیعیگری و اینکه روزی رسد و شاهانی برخیزند و آنرا با شمشیر رواج دهند امید نمی داشته اند و چنان پیشرفتی را نمی خواسته اند. ....
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
دهم : داستان گریه و زاری به کشتگان کربلا ایراد بزرگ دیگر می باشد. یک داستان بایستی رخ ندهد. پس از آنکه رخ داد از گریستن چه سود تواند بود ؟!... یک داستانی را عنوان کردن و بزم های سوگواری بر پا گردانیدن ، گریستن و گریانیدن با خرد چه می سازد؟...!
اینکه گفته اند «هر که بگرید یا بگریاند و خود را گریان وا نماید بهشت بر او بایا (سزاوار) می شود » بایستی پرسید : «چرا؟ گریستن یا گریانیدن چیست که خدا به آنها چنین پاداش بزرگی می دهد؟!... آنگاه شما این سخن را از کجا می گویید؟!... شما را به خدا چه راهی بوده ؟!...ای بیخردان مگرخدا اسکندر مقدونی است که یک هفستیونی را دوست دارد و چون او مرد، مردم را چند ماه به سوگواری وادارد؟! »
حسین بن علی به طلب خلافت برخاست و نتوانست کاری از پیش برد، لیکن مردانگی بسیار ستوده ای از خود نشان داد، و آن اینکه زبونی ننموده کشته شدن خود و فرزندان و یارانش را ، از گردن گزاردن به یزید و ابن زیاد بهتر دانسته مردانه پافشاری کرد و خود و پیروانش کشته گردیدند.
این کار او بسیار ستوده بوده، ولی هر چه بوده بوده . هزار و سیصد سال گریستن چه معنایی دارد ؟!...به آن نمایش های بسیار بیخرادانه محرم و صفر چه می توان گفت ؟...!
این داستانهای زیارت و گریه با آن حدیثهاشان از راه دیگری نیز در خور ایراد است . اینها ریشه دین را کندن و آنرا از میان بردن است.
در جاییکه با یک زیارت همه گناهان آمرزیده شود و با یک گریه بهشت بایا گردد، کسی چرا از خوشیهای سزا ناسزا باز ایستد؟...! چرا فلان حاجی آزمندانه انبارداری نکند؟!...چرا بهمان ستمگر خونها نریزد؟!... چرا آزمندانه به پول اندوزی نکوشد ؟!... چرا مردان دنبال زنان بیگانه نیفتند؟...! سران شیعه در آن کوششهای سیاسی خود پروای هیچ چیز را نکرده و هر چه خواسته اند ، ولی آیا ما می توانیم چشم از کارهای سراپا زیان ایشان پوشیم؟...!
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
نهم: نفرین و دشنام در باره یاران پیغمبر که آنرا «تبری» نامیده اند پایه دیگری از کیش شیعیست و این خود زشتکاری ننگ آوری می باشد.بی هیچ علتی با مردگان دشمنی نمودن و دروغها بستن و به دشنام و نفرین برخاستن جز نشان تیره درونی گروهی نتواند بود . چنانکه گفتمی این کار نا ستوده از پیش از زمان جعفر بن محمد آغازیده بود. ولی از زمان این امام رویه رسمی به خود گرفته و به سختی افزوده گشت. مرا شگفت افتاده که زیدبن علی در برابر رافضیان از صدیق و فاروق هواداری کند و آن پاسخ پاکدلانه و مردانه دهد ، و برادر زاده او (جعفرصادق) بدینسان نفت به آتش رافضیان ریزد و آنان را در رفتار زشتشان گستاخ تر گرداند.
کتابهای شیعی پر از جمله های نفرین و دشنام است. خواجه نصیرالدین، آن مرد بی دین شکم پرست که گاهی باطنی می بوده ، و گاهی شیعی می گردیده ، لعنت نامه ای ساخته . بسیاری از ملایان کتاب «در کفر شیخین » نوشته اند. ....
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
هشتم: درباره آن جهان سخنان بسیاری در کتابهای شیعی هست.به این جهان بس نکرده از آن جهان میدان دیگری برای گزافه گویی بافی های خود بازکرده اند: «روز رستاخیز خدا به داوری نشسته پیغمبران از اینسو و آنسو رده خواهند بست. علی« لواء محمد» را که پرچمش از مشرق تا مغرب و بلندیش هزار ساله را ه است بدست خواهد گرفت. امامان به شیعیان هواداردر آمده میانجیگری خواهند کرد. گناههای اینان را به سنی ها داده ثواب ایشان را به اینان خواهند داد. آنان را به دوزخ و اینان را به بهشت روانه خواهند گردانید .«حوض کوثر» در دست علی بوده و او آب جز به شیعیان نخواهد داد. در آن گرمای سوزان دل های سنی ها کباب شده و آبی نخواهند یافت».
از این گزافه های سیاسی چندان بافته اند که اگر گرد آورده شود کتابی بزرگ باشد. سخن ما درباره میانجیگری است. این یک پایه ای از کیش شیعیست. حسین بن علی کشته نشده مگر برای آنکه روز رستاخیز به شیعیان هوادار در آید و گناهان ایشان را بیامرزاند . روز «الست» پیمانی میانه او با خدا بسته شده که حسین در راه خدا از جان و داراک و فرزندان در گذرد و خدا نیز در روز رستاخیز «شفاعت» او را درباره شیعه بپذیرد. آن پنداری را که مسیحیان درباره مسیح و کشته شدنش می دارند و کشته شدن او را کفاره گناهان فرزندان آدم می شناسند، شیعیان همان پندار را درباره حسین و کشته شدنش می دارند، بی گمان از مسیحیان گرفته اند.
بهر حال این یکی از ایرادات آن کیش است. اینان خدا را همچون یکی از پادشاهان خودکامه تاریخ پنداشته اند، و اینست برایش «گرامی داشتگانی» بسیجیده یاورانی آماده گردانیده اند. این سخن بار ها از ملایان شنیده شده :«این پادشاهان که وزیرانی دارندخدا نباید داشته باشد؟!...»از همینجا به اندازه نادانی و خدانشناسی این گروه توان پی برد.
یکی بگوید:«ای بیخردان ،خدا کجا و پادشاهان خودکامه کجا؟!... » بگوید :«میانجی گری جز دربرابرنادانی یا خشم رانی نتواند بود. یک پادشاهی که بجان و داراک مردم چیره می بوده و چه بسا که با یک خشم آتش به هستی مردم می زده ، و چه بسا که بی گناهی را گناهکار شناخته و فرمان کشتنش را می داده ، در دستگاه چنین پادشاهی کسانی می بایسته که در چنان پیشامدهایی به پای پادشاه افتند و با چاپلوسی ها خشم او را فرو نشانده گرفتار بی گناه را رها گردانند. میانجیگری در چنین دستگاهی می سزیده . در در دستگاه سراپا دادگری و راستی چه نیاز به میانجی می باشد؟!...» من از شما می پرسم آیا در دادگاه و دیگر اداره های قانونی میانجی گری تواند بود؟...!
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
هفتم : آن بارگاهها که در مشهد و قم و عبدالعظیم و بغداد و سامره و کربلا و نجف و دیگر شهرهاست و شیعیان به زیارت روند خود جداگانه داستانی است . اگر دیده باشید هر یکی بتخانه با شکوهی می باشد.از صدها فرسنگ راه به زیارت می آیند ، با گردنهای کج و چشمهای نمناک در برابر در می ایستند، سیدی یا ملایی پیش افتاده بانگ بر می دارد: « أأدخل يا الله ، أأدخل يا رسول الله... » سپس به درون می روند ، گرد صندوق آهنین یا سیمین می گردند ، آنها را می بوسند ، سر پایین آورده می نیایند. آیا این بت پرستی نیست؟؟
این به آنان بر می خورد که ما این بارگاهها را بت می خوانیم ، چه باید کرد که راستی همین است . هر چیزی که جز خدا بپرستند و دست اندر کار جهانش دانند بت باشد. .....
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
ششم : برگزیده پنداشتن شیعیان و از آب و گل والاتری نشان دادن ایشان خود ایراد جداگانه ایست. سران سیعه که خود را از گوهر والاتری پنداشته اند ، شیعیان را از بازمانده آن آب و گل وانموده اند (43) . کسیکه شیعی می گردد و « ولایت علی» را می پذیرد از آنست که گوهری پاک دارد و آنکه نمی پذیرد از آنست که گوهرش ناپاک می باشد. شیعیان گروه برگزیده ای هستند و در آن جهان یکسره به بهشت خواهند رفت.
این سخنان چندان نابجا بوده که برخی از خود شیعیان زبان به ایراد گشاده اند. ما در کتابهایشان می بینیم که صفوان جمال که خود یکی از شیعیان می بوده به بنیادگزار شیعی گری خرده گرفته و چنین گفته :«شما می گویید شیعیان ما در بهشت خواهند بود در حالی که میان شیعیان گروههای هستند که گناهکارند و به هر بدی می پردازند» و او به سخن معنی دیگری داده و چنین پاسخ گفته که : «شیعی از جهان نرود مگر آنکه به بیماری افتد و یا گرفتار زن بدرفتار و همسایه دژکردار گردد و اینها کفاره گناهان او باشد و اگر اینها نبود جان کندنش دشوار باشد تا از جهان بی گناه رود». صفوان دوباره خرده گرفته و گفته:« پس ستمهایی که به مردم می می کند و پولهای ایشان را می خورد چه خواهد بود ؟!..» پاسخ داده می شود: « چون حساب روز رستاخیز با ماست اینها را نیز از خمس پذیرفته او را از وامداری بیرون خواهیم آورد(44) ».
در برخی کتابها این را به زمینه دیگری انداخته چنین گفته اند :« روز رستاخیز که به کارنامه های مردم یکایک رسیدگی خواهند کرد ، آنچه گناه شیعیان است به گردن سنی ها و آنچه کرﻔﺔ سنی ها است به شیعیان داده اینان را به بهشت و آنانرا به دوزخ خواهند فرستاد».
این گفته ها از یک سو مردم را فریفتن و آنان را از راه بردن ، و از سوی دیگر با خدا گستاخی نمودن و دستگاه او را آبدارخانه خود پنداشتن می بوده است که راستی را گناه بسیار بزرگیست . به گفته قرآن «ستمگرترین مردم کسیست که به خدا دروغ بندد(45)».
اینکه خدا گروهی را از آب وگل والاتری آفریده از هر راه بسنجید دروغ آشکاریست. اینکه خدا گروهی را ویژه خود گردانیده از بدیهای آنان چشم پوشد و پاداشهای گزاف دهد سخنس سراپا زیانست . این گفته ها ریشه اسلام را بر انداختن و رنجهای پاکمرد عرب را بیهوده گردانیدن بوده است.
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
پنجم : شیعیان آن امامان را گرداننده جهان می شمارند . « چهارده معصوم» همه کاره دستگاه خدایند و در گردانیدن جهان یاوران او می باشند.
از خود آن امامن سخنانی در این زمینه ، در کتابها آورده شده که گرچه نتوان دانست کدامها گفته ایشانست و کدامها را دیگران افزوده اند ، ولی روی هم رفته پیداست که سرچشمه از خودشان بوده . هر چه هست باور انبوه شیعیان به همین است و در سختی ها به آنان روی می آورند و گشایش کارمی خواهد. امان بمانند ، که خویشاوندان آنان را – از « حضرت عباس» و« جناب علی اکبر» و « زینب» و« ام کلثوم» و « سکینه» و دیگران – دست اندر کار جهان و یاوران خدا می پندارند. بلکه در اندیشه شیعیان هر گنبدی گره از کار تواند گشاد ،و هر سقاخانه ای « مراد» تواند داد.
این همه گنبد ها که از کوچک و بزرگ برپاست جز برای این کار نیست. می روند و در بر آنها می ایستند و گشایش کار می خواهند ، آهن پاره ها را با دست می گیرند و تکان می دهند و نیازمندی های خود را از آن ها می طلبند.
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
چهارم : شیعیان با آن باور هایی که درباره امامانشان می داشته اند آنانرا در پهلوی برانگیختگان ( رسولان) نشانیده ، بلکه بالاتر از آنان گردانیده اند. زیرا در نزد آنان امام برگزیده خدا بوده ، همه دانشها را می داشته ، همه زبانها را می دانسته و از غیب آگاه بوده . هر کسی می بایسته از او فرمان برد ، آسمان و زمین با هستی او آرام می گرفته ، معنی قرآن و دین را کسی جز آنان نمی دانسته . با این ستایشها که از امام می کنند او را بالاتر از برانگیختگان می گردانند. ما می پرسیم : دلیل این باور ها چیست ؟!... پس چرا از چنین امامان در قران یادی نشده بود ؟...!
بسیار شگفت است که پیغمبر اسلام گفته « من از غیب آگاه نیستم (38) ، اینان می گویند امامانشان آگاه می بوده اند و داستانها از غیبدانی آنان می آورند.» .....
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
سوم: این گفته ها که «خدا ما را از آب و گل والاتری آفریده » ، یا « خدا جهان را به پاس هستی ما پدید آورد» ، « کارهای شما هر روز به ما نشان داده می شود» و مانند اینها در کتابهای شیعی فراوانست ؟! ... کسیکه به چنین سخنانی بر می خاسته آیا نبایستی دلیل یاد کند ؟!... آیا به چنین دعوی هایی بی دلیل برخاستن راه لاف گویی را بر فریبکاران و هوسبازان باز نمی کند؟!... مثلا بهاءالله که دعوی خدایی کرده آیا نتوان گفت که مایه گستاخیش این سخنان بوده ؟...!
از آنسوی آیا آن امامان چه جدایی با مردم می داشته اند ؟!... آیا نه اینست که هر یکی همچون دیگران به این جهان آمده و ناخواهان می رفته ، و همچون دیگران خورده و خوابیده و بیمار گردیده و آسیب دیده و هیچ گونه برتری درمیان نبوده ؟!... با اینحال آن گزافه ها سرودن چه معنایی داشته ؟...!
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
دوم : اگر چنین انگاریم که در اسلام بایستی خلیفه از سوی خدا برگزیده شود ، در آنحال بایستی این برگزیده خدا خود را به مردم نشان دهد و دلیلهای خود را باز گوید و از هر راه بکوشد تا به خلافت رسیده رشته کار ها را به دست بگیرد ، و توده های مسلمان را راه برد و کشور های اسلامی را از دشمن نگاه دارد . خلافت برای این کارها می بوده و بی این کار ها معنایی نمی داشته . اینکه کسی در خانه نشیند و خود را نهانی خلیفه خواند و دسته کمی را بر سر خود گرد آورد ه به آنان هم سپارد که به کسی نگویید و تقیه کنید ، چیزیست که من نمی دانم چه نامی بر روی آن گزارم . بهر حال این کار جز پراکندگی به میان مسلمانان انداختن و از نیروی ایشان کاستن نتیجه ای نمی داده و نتوانستی داد.
خواهند گفت : « گناه مردم بوده که خلیفه خدا را نمی پذیرفتند » ريال می گویم : « خلیفه خدا بایستی بکوشد و خود را به مردم بپذیراند . بایستی با گمراهان آن رفتار را کند که پیغمبر کرده و آنان را به راه آورده بود . آنگاه خلیفه خدایی که خود را پنهان دارد و گاهی نیز به یکبار آن را انکار کند ، گناه مردم در نپذیرفتن او چه بوده است ؟...!
گفتار دوم
خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت
چنانکه دیدیم شیعیگری نخست یک کوشش سیاسی می بوده سپس کیشی شده است. اکنون می خواهیم از این کیش به سخن پرداخته ، خرده های بسیاری به آن توان گرفت، هر یکی را به کوتاهی یاد کنیم:
نخست : چنانکه گفتیم بنیاد شیعیگری برآن است که خلیفه بایستی از سوی خدا برگزیده شود نه از سوی مردم . ما می پرسیم : « دلیل این سخن چه می بوده ، کتاب اسلام ، قرآن می بود ، آیا کجای قرآن چنین گفته ای هست؟! ... چگونه تواند بود که چنینی چیزی باشد و در قرآن یادی از آن نباشد ؟ ...!»
از آنسوی رفتار سران اسلام که پس از مرگ پاکمرد عرب فراهم نشستد و به گفتگو و نخست ابوبکر ، و پس از مرگ او عمر ، و پس از مرگ او عثمان و پس از کشته شدن او علی را به خلافت برداشتند ، این رفتار دلیل روشنی به بی پایی این سخن است.بخشی از کتاب
اما رواج شیعیگری در ایران
این خود تاریخ درازی دارد که ما ناچاریم در اینجا فهرست آنرا یاد کنیم . باید دانست از روزی که عرب به ایران دست یافت انبوهی از ایرانیان چیرگی آنان را برنتافته برای رهایی به کوشش های برخاستند ، بویژه در زمان بنی امیه که چون فشار ایشان بیشتر بود ، دشمنی ایرانیان با عرب بیشتر شده بود ، و علویان با بنی امیه می جنگیدند و می کوشیدند ، ایرانیان ، « لا لحب علی بل لبغض معاویه » هوادار علویان می بودند . از اینرو شیعیگری در ایران زمینه آماده داشت و کسانی از علویان که گریخته به اینجا در آمدند در مازندران و گیلان فرمانرواییها بنیاد گزاردند. ....
گفتار یکم
شیعه گری چگونه پیدا شده؟
شیعیگری تاریخچه بسیار درازی می دارد ، بلکه خود تاریخی می باشد . ولی ما در اینجا آنرا به کوتاهی یاد خواهیم کرد.
شیعیگری به این معنی که خواست ماست از زمان بنی امیه آغاز یافته . چون معاویه به دستاویز کشته شدن عثمان با امام علی بن ابیطالب به جنگ برخاست و پس از مرگ او خلافت را با زور و نیرنگ ، بدست آورده در خاندان خود ارثی گردانید. این رفتار او به بسیاری از مسلمانان گران افتاد ، و کسان بسیاری آرزوی خلافت کرده ، چنین خواستند که آنرا از دست بنی امیه بیرون آورند.
لیکن تا معاویه زنده می بود کسی نیارست بجنبد. ....
شيعه گری(1)
پروردگارا با گمراهیها خواهم رزمید ،
با آز و ستم خواهم جنگید،
بتخانه ها خواهیم برانداخت،
و آن پشتیبانی و راهنماییها توست
که ما را فیروز خواهد گردانید.
مقدمه شیعه گری
چنانکه بسیاری از خوانندگان می دانند ، چهار ماه پیش کتابی درباره کیش شیعی به چاپ رساندیم ، و آن کتاب بدانسان که پیش بینی شده کرده بودیم مایه ی هیاهو گردید. بدخواهان به جای آن که به ایرادها و پرسشهای ما پاسخ دهند ، یا اگر پاسخی نمی دارند ، از آمیغ پژوهی درآمده ، گفته های ما بپذیرند ، به هیاهوی برخاستند. دولت بهانه پیدا کرده کتاب را بازداشت و داستان را « جرمی» پنداشته به دادسرا فرستاد تا پرونده ای پدید آید و در دادگاه کیفری، داوری شود. ...
شيعيان بخوانند؛
خلافت و امامت
بقلم: استاد حيدر علي قلمداران
(پژوهشگرشیعه)
بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحيم
الحمدلله و الصلاه والسلام على رسول الله و على آله وصحبه وسلم
دوست گرامي سلام بر تو باد! از من خواسته بودي نظر خود را در بارة اساس مذهب اماميه و همچنين فقه اماميه بطور اجمال بنويسم. اينك در خواست ترا اجابت كردم و از خداوند متعال مسآلت مي كنم كه بفضل عظيم خود مرا از هر گونه تعصب جاهلانه باز دارد و از بصيرت و انصاف بهره مند فرمايد، و ميكوشم تا گفتارم موجز باشد. والله المستعان و عليه التكلان.
1- بنيان مذهب إماميه در برابر ديگر مذاهب إسلامي بر اين اصل استوار است كه علي و يازده فرزندش از سوي خداوند بوسيلة رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم به خلافت و وصايت آنحضرت انتخاب شده، پس شوراي مهاجرين و انصار براي انتخاب خليفه و امام مسلمين نامشروع و باطل بوده است! امّا اين ادّعا با نامة صريحي كه خود فرقة اماميه از علي(رض) نقل كرده اند مخالفت دارد، چنانچه در نهج البلاغه نامه اي از علي(رض) بدين صورت گزارش شده است: .......
فروپاشی تئوری امامت وامام زمان وشکنجه فاطمه الزهراء(رض)

سنی نیوز: پژوهشگر ودانشمند شیعه عراقی به نتائجی دست یافته که اختلافات شیعه و سنی را برای همیشه از بین می برد!….یکی از پژوهشگران بزرگ وسرشناس شیعه عراق گفته است: به نتائجی دست یافته که اختلافات تاریخی شیعه با اهل سنت را کنار زده و ثابت می کند که این اختلافات هیچ ریشه و اساسی ندارد.
ایشان طی سالها پژوهش وبررسیهای عمیق بدین نتیجه رسیده اند که همه این اختلافات ریشه در مسائل سیاسی داشته و هیچ ربطی به قضایای عقیدتی و دینی ندارند. .....
کینه با عمر از کجاست؟
سنی نیوز:بر آگاهان مذهب شیعه پنهان نیست که سب و شتم صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم و مطعون کردن آنان یک اصل اساسی در مذهب انها می باشد و خلیفه دوم حضرت عمر بن خطاب در این نسبتهای ناروا و تهمتهای بی مورد، بیش از دیگران مورد نظر است. عامل بسیار مهم این کینه توزی و بدبینی، این است که او کشور فارس را فتح کرد و قدرت را از دست آنان گرفت. مستشرق معروف انگلیسی، دکتر براون به صراحت لهجه می گوید: مهمترین عامل عداوت و دشمنی اهل ایران با خلیفه راشد، حضرت عمر بن خطاب، این است که او عجم، یعنی سرزمین فارس را فتح کرد و قدرت آنان را از بین برد ولی آنها این دشمنیشان را رنگ دینی و مذهبی دادند در حالی که این دشمنی در واقع، یک دشمنی دینی نیست.[تاریخ ادبیات ایران. تالیف براون ج۱ ص ۲۱۷] ((دکتر براون)) در ادامه سخنان خود می گوید: دشمنی مردم ایران با خلیفه راشد، عمر بن خطاب به خاطر این نیست که او حق علی و فاطمه را غصب کرده است بلکه به خاطر این است که او سرزمین ایران را فتح کرده و به حکومت خاندان ساسانی خاتمه داده است: .....
شعر پریای هادی خرسندی از شعر پریای شاملو مایه گرفته است . این شعر را از مجله اصغر آقا نقل می کنیم . ( سال 1380- لندن )
پریای خاک تو سر
زار و زار گریه می کردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا
پریای نازنین
چه تونه زار می زنین؟
پریا گشنه تونه نون ندارین؟
پریا تشنه تونه آب ندارین؟
پریای آبادان
پریای شاتره
پریای ماسوله
آب میخواین یا گلوله؟ .....
شیعیان ومتعه يا ازدواج موقت

اهل سنت آنچه را كه شيعه ميگويند مبني بر اينكه رواياتي در كتب حديث اهل سنت هست كه نشانگر اين نكته استكه ازدواج موقت ابتدا و براي چند روزي جائزه بوده را ميپذيرند اما اختلاف در اينجاست كه اهل سنت ميگويندروايات ديگري در همين كتب حديث شيعه و سني آمده است مبني بر اينكه ازدواج موقت كه چند روزي در صدراسلام حلال و جائز بود ولي بعداً خداوند در تحريم آن آيهاي نازل فرمود و ياگوشت الاغ كه ابتدا جائز بود ولي رسول خداصلی الله علیه وسلم براي هميشه آن را تحريم كرد. ............
مظلوميت زهرا رضيالله عنها
يكي از بزرگترين قضايايي كه ميان اهل سنت و شيعه كينه و دشمني را شعلهور ميكند قضيهي ظلم بر حضرت زهرا رضيالله عنها ميباشد.
ما و شما كه در آن زمان وجود نداشتهايم، محبت و علاقه من به حضرت علي رضيالله عنه ايجاب ميكند كه شهادت و گواهي او را در اين زمينه بپذيرم، و گمان ميكنم كه شما خواننده عزيز نيز چنين هستنيد….
برادری و وحدت با تبعیض و ستم قابل تحقق نیست
رژیم مکار و جنایت پیشه ی ولایت فقیه، همه ساله در ماه ربیع الاول( از 12 تا 17) هفته ی به اصطلاح وحدت برگزار می کند و در این هفته گوشه هایی از رقص و دست افشانی برخی از سنی نماها و شیعه ها را به نمایش می گذارد و سردمداران خودکامه ی رژیم از آن با آب و تاب به نام وحدت شیعه و سنی و انسجام اسلامی یاد می کنند؟! از بدو انقلاب تاکنون، ولایت سالاران عملا نشان داده اند که به هیچ عنوان قایل به حق و حقوق اهل سنت نبوده و بر همین اساس در پی وحدت شیعه و سنی هم نیستند، ناگفته پیداست که بین آنچه جریان دارد و عملا اهل سنت ایران شاهد آنند و آنچه از سوی حکومتگران بر زبان آورده می شود، اختلاف بسیار بزرگی هست، مسلما انسجام اسلامی و وحدت مستلزم وحدت خواهی، شرکت دادن همه ی اقشار ملت در ساختار قدرت، رعایت کردن حقوق شهروندی، احترام گذاشتن به یاران پیامبر و الگوهای دینی مسلمانان و پرهیز از جریحه دار ساختن احساسات دینی و مذهبی و..، است و حال آنکه در نظام ولایت فقیه عملا از آن خبری نیست و در مقابل، عکس العمل های خشن و توهین آمیز سردمداران رژیم در برابر خواسته های مشروع و بر حق اهل سنت و اهانت های بی وقفه به مقدسات مذهبی، بیانگر دلهای بیمار و حقد و کینه ی ولایت سالاران نسبت به سنی مذهبان است و این مطلب را می رساند که وحدت مورد نظر رژیم، وحدت زبانی و شعاری است همانگونه که منافقین ایمان زبانی و شعاری داشتند و آن را به زبان می آوردند زمامداران رژیم ولایت فقیه هم وحدت زبانی دارند و از هفته ی نام نهاد وحدت، هدفی جز فریب و نیرنگ و نابودی اهل سنت، ندارند و در پی آنند تا از گفتارها و انحناها و دولا دولا شدن ها و بله قربان گوئیهای برخی از روحانی نمایان سنی نما، به صورت ابزاری علیه جامعه و مذهب اهل سنت استفاده کنند. .......
ولايت فقيه
به قلم دكتر موسي موسوي
همان بدعت، بال و قدرت دومي است كه به سلطه كساني كه خود را نائبان امام مهدي ميداند اضافه گشت. اين نظريه به معناي دقيقتر نظريهاي «حلولي» بسته است كه از مسيحيت گرفته شده و همان معني را در بردارد. اين نظريه حلولي در مسيحيت به اين صورت است كه: خداوند در مسيح تجسد مييابد، و مسيح در اسقف اعظم متجسد ميشود. در عصر دادگاههاي تفتيش عقايد در اسپانيا، ايتاليا، و قسمتي از فرانسه، «پاپ» به عنوان سلطه الهي مطلق بر مسيحيان و ديگران حكمراني ميكرد. و به اعدام، سوزاندن، و زنداني كردن مردم دستور ميداد. پليسها و ماموران او در طول روز و دل شب به خانههاي اين مردم ميريختند و انواع و اقسام فساد و منكرات را بر اهل اين خانه ها واقع ميكردند. اين نظريه ساختگي پس از غيبت كبري در زماني كه علما از الهي بودن منصب امامت سخن ميراندند و آن را ستايش ميكردند، به نظريات شيعه اضافه گشته و شكل عقيدتي به خود گرفت. ...........
رضا زنگنه و چگونگي گرويدن ايشان به مذهب اهل سنت
رضا زنگنه متولد شهرستان اصفهان در خانواده ای کاملا مذهبی چشم به جهان گشود پدر ايشان يکی از روحانيون معروف اصفهان ، و يکی از متعصبان به مذهب تشيع بود. مرحوم تا قبل از گرويدن به مذهب اهل سنت نيز مانند ديگر ساکنين اصفهان يکی از متعصبين به مذهب خويش بود بهتر است چگونگی گرويدن ايشان به مذهب اهل سنت را که آن را يک نوع هدايت می ناميد از زبان خود مرحوم بخوانيم . ايشان در اين راستا می گفت :...........
حكومت آخوندی و وحدت اسلامی
" هشدار های رهبر انقلاب به برخی دولت های عربی " این تیتر روزنامه دولتی جام جم در روز 19 دي ماه 1385 یک روز بعد از عید غدیر خم است .
آخوند خامنه ای در روز عید غدیر خم در سخنرانی خود در میان مردم قم با اشاره به اعتقاد شیعیان نسبت به انتخاب حضرت علی رضی الله عنه به عنوان جانشین پیامبر اکرم ، آن را یک نصب الهی خواند . این شخصیت سیاسی- مذهبی حكومت آخوندي بعد از این سخنان مسلمانان جهان را به وحدت دعوت نمود و گفت : " چنین واقعه مهمی نباید بهانه ای برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان باشد " و سپس اشاره کرد : دشمن می خواهد مسئله ی غدیر خم را به زمینه ای برای برادر کشی و خونریزی میان مسلمانان تبدیل کند .
این شخصیت مذهبی – سیاسی حكومت آخوندی بار دیگر در یک جمع مردمی بی خردی خود را به اثبات رساند .شاید به خاطر داشته باشید چند سال پیش و بعد از واقعه ی قتل های زنجیره ای ، این شخصیت فرهیخته سیاسی ، برای این که غائله را بخواباند شخصا امامت نماز جمعه را بر عهده گرفت و در ابتدای سخنانش گفت : " آقای فروهر پیش از انقلاب دوست ما بود و بعد از انقلاب دشمن ما شد ." این جمله ی احمقانه ( ولی عین حقیقت) مهر تاییدی بود بر دخالت مستقیم وی در این جنایات......
آغاز انحراف در فكر شيعه
پس از اعلام رسمي غيبت امام مهدي در سال 329 هجري ، امور غريبي در طرز فكر شيعه پديدار گشت كه در نتيجه ، آن عهد را ميتوان عهد جدال بين شيعه و تشيع و يا عهد انحراف نام نهاد و اولين انحرافي كه در اين عصر بوجود آمد ، ظهور ارائي بود كه عنوان ميكرد : خلافت بعد از رسول خداصلی الله علیه وسلم بنص الهي ، مخصوص علي بوده است . و همه صحابه بجز چند نفري از آنان ، با انتخاب ابابكر اين نص را زير پا گذاشته اند . و همزمان با عنوان شدن اين نظريات نظريه ديگري نيز مطرح شد ، كه اين مسئله را اعلام ميكرد : ايمان به امامت ، مكمل اسلام است . و حتي برخي از علماء شيعه مسئله ( امامت ) و ( عدل ) را به اصول سه گانه دين ، يعني ( توحيد ) ( نبوت ) و ( معاد ) اضافه نمودند . و برخي علماء نيز اينطور مسئله را توجيه كردند كه اين دو اصل ، جزو اصول دين نبوده ، بلكه از اصول مذهب ميباشند . و در همين زمان نيز رواياتي از ائمه شيعه نقل شد كه محتواي اين روايات ، ناسزاگوئي به خلفاي راشدين و بعضي از زنان حضرت رسولصلی الله علیه وسلم بود. ........
روافض از همان آغاز نشأت، مشكلات زيادي براي مسلمانان ايجاد كرد، ما متذكر شديم كه عبدالله بن سبأ يهودي بنيان گذار اين انديشه چگونه مردم را عليه خليفه سوم شوراند و بدنبال آن خليفه سوم به شهادت رسيد و بعد از آن چه جنگهاي داخلي كه ميان مسلمانان ايجاد نشد. آنها در صفوف حضرت علي بن ابي طالب خود را جاي داند و جنگ جمل و صفين را به راه انداختند و نسبت به حضرت عليرضی الله عنه هموفادار نماندند بطوري كه حضرت عليرضی الله عنه هميشه از آنها شكايت داشت و مي گفت: من حاضرم ده نفر از شما را به معاويه بدهم و يك نفر از طرفداران معاويه را بگيرم. اين طرفداران دروغين اهل بيت به حضرت حسن بن عليرضی الله عنه نيز خيانت كردند هنگامي كه حضرت حسنرضی الله عنه خود را براي جنگ با معاويه آماده كرد در وسط راه به وي حمله كردند بطوري كه گليم زير پايش را هم ربودند و پاي حضرت حسنرضی الله عنه را مجروح كردند و بعد از آن، به حضرت حسين نامه نوشتند و وي را به كوفه دعوت كردند اما قبل از اينكه حضرت حسين به كوفه برسد نماينده اش را كشتند و پيمان شكني كردند كه سرانجام جريان، به شهادت حضرت حسينرضی الله عنه در ميدان كربلا انجاميد. اين تاريخ مختصر آنها با اهل بيت است البته قابل ياد آوري است كه همه اهل بيت از دست اين گروه مي ناليدند و اين مطلب با دلايل و وثائق تاريخي در همين كتاب خواهد آمد. ........
براي اولين بار اين انديشه توسط فردي يهودي بنام عبدالله بن سبأ يهودي از اهل يمن مطرح گرديد. وي در زمان خلافت حضرت عثمان بن عفانرضي الله عنه به ظاهر مسلمان شد، و به قصد منحرف ساختن مردم به حجاز، بصره، كوفه و شام سفر كرد اما هيچ گونه موفقيتي كسب نكرد. سرانجام از شام اخراج شد. بعد از آن، به مصر رفت و آنجا محيط مناسبي براي نشر افكار خود مهيا ديد از جمله مسائلي كه براي اولين بار مطرح كرد يكي مسئله رجعت بود و ديگري وصيت محمدصلی الله علیه وسلم براي حضرت عليرضي الله عنه بود. او مي گفت: چگونه عيسي بر مي گردد ولي محمد بر نمي گردد؟ بلكه محمدصلی الله علیه وسلم به طريق اولي بر مي گردد. و هزار پيامبر در تاريخ گذشته است كه همگي وصي داشته اند و وصي محمدصلی الله علیه وسلم حضرت عليرضي الله عنه است. ......
مختصري در مورد زندگی دكتر علي مظفريان رحمه الله كه به جرم مسلمان و مؤمن بودن بخدا و رسول الله و تبليغ آن بدست عمال رژيم بظاهر اسلامي ايران در شهر شيراز پس از نه (9) ماه زندان و شكنجه بدرجه رفيع شهادت انشاالله نائل آمد( انا لله و انا إليه راجعون).
دكتر مظفريان در اسفند ماه سال 1325هـ.ش. در شهر كازرون( تقريبا 250 كيلومتري شمال شرقي شيراز) در خانواده اي كه پايبند به اصول و معتقدات شيعه بودند پا به عرصه وجود گذاشت، پدرش مردي متين و موقر و كارمند يكي از ادارات دولتي بود كه با همت همسرش و توكل بر خدا بخوبي از عهدة تربيت فرزندانشان برآمدند تا آنجائيكه اكثر آنان از جمله علي بدانشگاه راه يافتند، (علي) دانشجواي دانشگاه شيراز ( دانشكده پزشكي) بود و اين مصادف با حكومت شاهنشاهي در ايران بود كه سعي ميشد مذهب به فراموشي سپرده شود، در آن دروان اختناق( علي) در دانشگاه با كمك عده اي از دوستانش انحمن مذهبي تشكيل دادند و بهمين سبب طي چند نوبت جمعا حدود يكسال زنداني شد، در اين انجمن مذهبي بود كه در اثر بحث و مجادله با دوستانش نسبت به صحت و حقانيت مذهب شعيه دچار ترديد شد و .......
تجلی حماقت
(این مقاله را سال قبل در چنین روزهایی نوشتم و به دلیل نقل مکان به این وبلاگ و ارتباط موضوع ،آن را در این وبلاگ قرار می دهم.)
چندی پیش در خبر ها آمده بود در جاده فین کاشان آرامگاهی ساخته شده که منتسب به فیروز ابو لولو ضارب و قاتل خلیفه دوم می باشد.
...............................
حال بخوانید از خبرها که حاکی از آنست که در چند ماه گذشته بر روی یکی از قبر های واقع در کناره جاده فین کاشان در همین چند ماه گذشته بارگاهی بالا آمده است که بر سر در آن عبارت "بارگاه منور حضرت ابولولو به چشم می خورد" (به تصاویر نگاه کنید). نمی دانم چطور باید این حماقت را توضیح داد.در محوطه این بارگاه کتابچه هایی در مورد زندگی ابولولوبین مردم پخش می شود و در محوطه این مکان نیز تمام مدت در ستایش قاتل خلیفه دوم نواری که قبلا و با صدای مخصوصی ضبط شده (برای کسانی که که داخل این محوطه می شوند تا بینند چه خبر است) پخش می شود تا این بازدید را تبدیل به زیارت کنند.
دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام صفحه 341 می نویسد :"این ابولولوکه خلیفه را با یک کارد حبشی زخم زد و شاید به همین سبب بعد ها حبشی خوانده شد ترسایی بود از اهل نهاوند .گویند پس از جنگ جلولاء یک چند نیز به اسارت روم افتاده بود و شاید در همان جا ترسایی گزیده بود ."
این نیز گواه آنست که ابولولو هیچ گاه اسلام نیاورده است . حال باید از آقایان حمقاء پرسید چگونه بر مزار کسی که به قول برخی منابع تاریخی مجوسی و به قول برخی دیگر ترسا بوده است زیارت می کنید و مزار دروغینش را با پارچه هایی با عنوان "السلام علیک یا ابولولو" تزیین می کنید و مبالغ هنگفتی را صرف آن می نمایید؟
اهانت به اعتقادات مسلمانان اهل سنت ،تحت فشار قراردادن این قشر از جامعه ایرانی و نیز داشتن داعیه وحدت در جهان اسلام ، ناشی از سیاست یک بام و دو هوای سران فاسد حکومت آخوندی است. درعین حال که سعی می کنند ظاهرا سخن از وحدت برانند اهداف سلطه جویانه مذهب شیعه را نیز دنبال می کنند و همواره رویای سیطره بر جهان اسلام را در سر می پرورانند. به همین دلیل است که فعلا با موذی گری مسائل ایچنینی مسکوت گذارده می شود تا در سر فرصت چنگ و دندان مفصلی به اقلیت های مذهبی و دینی نشان داده شود.
آیا أئمه غيب ميدانند؟
سعي در اثبات امور خارق العاده و خصوصيت ويژه براي ائمه روشنگر غلو شيعيان ميباشد. چنانچه تأليفات شيعيانتصريح ميكنندكه ائمه داراي علم آنچه پيش آمده و آنچه در پيش خواهد آمد هستند.
وجود چنين مطالبي در كتب شيعه مغاير فرموده خداوند خطاب به پيامبرش است كه ميفرمايد: بگو اي محمد اگر منعلم غيب ميدانستم خير زيادي براي خود ميخواستم و بدي به من نميرسيد. (سوره اعراف آيه 188)
اهل سنت گفته خميني در كتابش الحكومة الاسلامي ص52 را، بشدت مردود ميدانند. آنجا كه ميگويد: امامان ماداراي آنچنان مقام والايي هستند كه هيچ فرشته مقرب و هيچ رسولي به آن نميرسد. آنها پيش از آفرينش جهان نوربودهاند. يا گفته كليني در الكافي، الحجه، ج1 ص402 بدين مضمون كه: به اهل بيت علم غيب داده شده است و امامانداراي چنان علمي هستند كه هيچ فرشته و يا رسولي به آن دست نخواهد يافت. حر آملي در كتاب الفصول المهمة فيمعرفة الائمه، ص152 ادعا ميكند كه: دوازده امام كه از اهل بيت پيامبر صلی الله علیه وسلم هستند از انبياء و فرشتگان والاترند.
عدهاي از زعماي شيعه پيامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را استثناء نمودهاند. عده ديگري از ايشان، ديگر پيامبران الوالعزم (عيسي، موسي، نوح و ابراهيم) را نيز مستثني گرداندهاند.
كليني در الكافي، الاصول، الحجه، ج1 ص261 از امام جعفر صادق روايت ميكند كه: آنچه در آسمانها و زمين است وآنچه در بهشت و جهنم است ميدانم و از آنچه شده و خواهد شد آگاهم. و كليني به نقل از ايشان ميافزايد: اگر باموسي و خضر هم عصر بودم به آنها ميگفتم كه از ايشان عالمترم و به آنچه از آن آگاه نبودند آگاهشان ميكردم.
اهل سنت تأكيد ميكنند كه خود اهل بيت از چنين زياده رويهايي خشنود نبوده و علاوه بر اين ساير مسلمانان بنابر آنچهاز قرآن كريم و سنت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم آموختهاند، چنين افسانه هايي را نميپذيرند.
تناقضهايي كه در كتب شيعيان موجود است ما را از تلاش براي رد اين مطالب بي نياز ميكند.
در كتاب كافي آمده است كه امام جعفر صادق علیه السلام از كسانيكه گمان ميكرند ائمه غيب ميدانند اظهار شگفتي نموده وفرمودند كه جز خداوند كسي غيب نميداند، من قصد تنبيه فلان كنيزم را داشتم ولي او به جايي گريخت كه از آناطلاعي ندارم. (الكافي، الحجه، ج1 ص257)
براي نشان دادن غلو و زياده رويهاي شيعيان بجاست كه فقط نگاهي به فهرست موضوعات و برخي عناوين بخشهايكتاب كافي بيندازيم.
باب در مورد اينكه: ائمه از تمام علومي كه به انبياء و ملائكه داده شده است برخوردارند.
غلو شيعيان تا بدان حدي است كه دوستي اهل بيت را برتر و والاتر از نماز و روزه و زكوة و حج ميدانند. چنانكه دركتاب كافي از ابي جعفر روايت شده است كه: بناي اسلام بر 5 چيز است، نماز، زكوة، حج، روزه و ولايت. از وي سوالشد كداميك از اين موارد والاتر است؟ ابي جعفر جواب داد: ولايت از همه برتر است. (ج2 ص18 تا 20)
شيعه وتقيه
يعني آنچه كه به زبان آورده و اظهار كرده ميشود با اعتقاد قلبي و باطني شخص مغاير باشد و به عبارتي يعني تجويز دروغگويي.
اهل سنت معتقدند كه دروغگوي علامتي از عالم نفاق است و آن را حرام ميدانند. الا در بعضي از حالات و شرايطسخت و دشوار و استثنايي كه جان و زندگي مسلمانان از جانب كفار در معرض خطر قرار داشته باشددر چنين شرايطياسلام به مؤمن اجازه داده است كه براي خلاصي و نجات از شكنجه كفار، مغاير خواست و ميل باطني اش اظهار به كفرنمايد البته به شرط اينكه قلباً به آنچه ميگويد موافق نباشد. خداوند متعال ميفرمايد: «من كفر بالله من بعد ايمانه الامن اكره و قلبه مطمئن بالايمان» سوره نحل آيه 106 (هر كه كافر شود بخدا بعد از ايمان مگر آنكه جبر كرده شود بروي و دلش آراميده باشد به ايمان.)
خداوند به لطف و مهرباني اش و علمش نسبت به تفاوت قوت و ضعف بندگانش در مقاومت اين اجازه را داده است،كه مؤمن در شرايطي كه بيم جانش ميرود اظهار به كفر كند. اما بهتر اين است كه مؤمن استقامت و پايداري كند و ازاظهارات كفرآميز ظاهراً و باطناً خودداري كند. دو شرط اساسي در اين رابطه حتماً بايد مورد نظر قرار گيرند. شرط اول:اين مجوز صرفاً براي شرايط سخت و دشوار است و نه در حالات عادي.
شرط دوم: اين مجوز صرفاً در مواقع مواجهه مؤمن با كفار است و نه در مقابل مسلمانان. همچنانكه گفتيم بهتر اين استكه مؤمن تقيه نكند و در وهله اولي بايد كه بر ايمانش مقاومت و پايداري كند گرچه منجر مرگش شود اما مسلماني كه درمقابل شكنجه كفار نتواند تا به آخر مقاومت كند ميتواند بر طبق اين مجوزي كه خداوند برايش قائل شده است عملكند. اما شيعه تقيه را هم در شرايط سخت و دشوار و هم در شرايط معمولي و ايمني و آسايش، چه در مواجهة بامسلمان باشد و چه در مواجهه با كفار جائز ميدانند و تقيه را اصلي از اصول مذهبشان قرار دادهاند. بر طبق عقيدهشيعيان چنانچه كسي تقيه نكند بي دين است. اين موضوع در كتب مختلف شيعه آمده است. مثلاً در باب اصول كافيج2 ص217 و 223 كليني مينويسد امام جعفر صادق فرمود: (نه دهم) دين در تقيه است و دين ندارد كسي كه تقيهنكند. اسلام امر به راستگويي و صداقت و مردانگي و پافشاري بر حق كرده و ترس و بزدلي و ذلت را نكوهش ميكند امابر طبق عقيده شيعه تقيه ركني از اركان دين است و وسيلهاي است كه با آن به خدا تقرب ميجويند و اين نكته ايست كههيچ دين و آئيني آن را نميپذيرد. و هر دين و آئيني اعم از مسيحيت و يا زرتشتيان يا بت پرستان دروغگويي را زشت وناپسند و مذموم ميدانند و پيروانشان را از آن نهي ميكنند. تقيه اثرات منفي و مخربي بر شخصيت انسان ميگذارد ومنجر به ايجاد خصائل و عادات نكوهيدهاي در شخص ميشود از جمله اين خصلتهاي منفي دوروئي و دوگانگيشخصيت و مغايرت بيان و عمل و ظاهر و باطن است. تعاليم و دستورات اسلام مسلمانان را از اين گونه خصلتهايمنفي نهي و آنان را سفارش به صداقت و اتخاذ موضع صريح كرده است. كما اينكه آموختهايم كه از مشخصات بارزمسلمانان اين است كه فريب نميدهند و فقط به حق عمل ميكنند.